عملیات بازار باز به زبان ساده :

 

در عملیات بازار باز در واقع بانک مرکزی با توجه به شرایط اقتصادی پیش رو یک نرخ تورم رو بعنوان نرخ هدف در نظر میگیره و اعلام میکنه

 

برای رسیدن به این نرخ تورم هدف، بانک مرکزی یک حداقل و یک حداکثر نرخ بهره ای را محاسبه و مدنظر قرار میده
این دو نرخ حداقل و حداکثر یک کریدور یا  کانال نرخ بهره ایجاد میکنه

 

حالا بانک مرکزی میاد و اقدام به خرید و فروش اوراق بدهی دولتی با بانک ها میکنه به این صورت که وقتی نرخ بهره خیلی بالاتر از کانال یا کریدور مورد نظر بانک مرکزی هست،بانک مرکزی اوراق بدهی دولتی که قبلا بانک ها از دولت خریدن رو از بانکها میخره و به اونها پول میده پس نیاز بانکها به بالا بردن نرخ بهره برای جذب منابع کمتر و کمتر میشه و نرخ بهره بین بانکی (یعنی نرخ بهره ای که بانکها از هم قرض میگیرن) کاهش پیدا میکنه

 


وقتی نرخ بهره از حداقل نرخی که بانک مرکزی برای رسیدن به تورم مدنظر داره کمتر باشه بانک مرکزی شروع به فروش اوراق بدهی دولتی قبلا خریداری شده میکنه و ریال رو از دست بانکها میگیره(توجه کنید وقتی نرخ بهره در بازار پائین هست بانک مرکزی اوراق بدهی که قبلا خریداری کرده بود رو ارزونتر از قبل میفروشه به بانکها پس وقتی ارزونتر میفروشه یعنی نرخ موثر اوراقی که بانکها میخرن بالا میره و بانکها مشتاقانه اوراق با نرخ بالا رو میخرن)

 


خب اگر توجه کرده باشید در این عملیات بازار باز بطور مداوم پایه پولی کم و زیاد میشه و چون حجم نقدینگی برابر است با پایه پولی ضربدر ضریب فزاینده پولی،درنتیجه حجم نقدینگی کم و زیاد میشه

 

اما !

 

اگر وضعیت کسری بودجه دولت هر سال وخیم و وخیم تر بشه و دولت مدام اوراق بدهی با نرخ جداب و بالا منتشر کنه و بده به بانکها آیا بانک مرکزی مدام میتونه اوراق مازاد بانکها رو بخره تا نرخ بهره بالا نره؟(در واقع بانک مرکزی میتونه مدام میتونه پایه پولی رو رشد بده؟)

 

پس نباید بدون اصلاحات ساختاری بخصوص در بودجه دولت،انتظار معجزه از عملیات بازار باز داشت

 

برای مطالعه بیشتر میتونید به تجربه انگلستان در دهه ۱۹۷۰ میلادی در بکارگیری عملیات بازار باز مراجعه کنید

 

نوربخش


@tahlilbezabansade