آموزش صنعت بانک

یک بانک مثل هر شرکت دیگری در یک صنعت با تعدادی رقیب و بازاری محدود فعالیت میکنه
بانکی که مورد بررسی ما قرار میگیره حتما سهم محدوی از کل بازار رو مال خودش کرده حالا کل این بازار چیه؟
ببینید یک اقتصاد بنابر شرایطی که داره میتونه مقداری حجم نقدینگی داشته باشه که عوامل تعیین کننده حجم نقدینگی رو من در یک پست در  کانال( تحلیل به جای تخیل -محمد نوربخش) تقدیم شما کردم و دیگه لزومی نداره تکرار کنم


حالا حجم نقدینگی که تعیین شد بانک مورد نظر ما هم با توجه به محدودیت هایی که داره میتونه یه درصدی از این نقدینگی رو جذب کنه
این محدودیت ها عوامل متعددی رو شامل میشه مثل نسبت کفایت سرمایه که در واقع بزرگی سرمایه بانک نسبت به دارایی های بانک رو نشون میده یعنی هرچه نسبت کفایت سرمایه یک بانک بیشتر باشه بانک میتونه حجم بیشتری از نقدینگی رو جذب کنه و وام بده
عامل بعدی وابسته بودن بانک به نهادهای مختلف هستش یعنی بانکی مثل سینا که وابسته به بنیاد مستضعفان هست میتونه روی حمایت این نهاد حساب کنه و احتمالا سپرده ها و تسهیلاتش رو بیشتر بر این نهاد متمرکز کنه و ...
دولتی بودن بانک هم خیلی در سهم بانک از جذب نقدینگی موثره مثلا بانک ملت و صادرات که هنوز دولت بخشی از سهام اونها رو داره میتونن از نهادها و شرکتهای دولتی حمایت بگیرن و البته اینم بگم که دولت به این بانکها ضرر کم نزده مثلا دولت به فلان بخش اقتصادی قول وام میده بعد تکلیف میکنه به بانک ملت که شما به این بخش فلان مقدار وام بده حالا دیگه بانک ملت هم مجبوره خیلی چیزها رو نادیده بگیره و وام بده و در نهایت هم خیلی از این وام ها در بازپرداخت به مشکل میخوره تازه خود دولت هم به این بانکهای دولتی تازه خصوصی شده کلی بدهکاره که همین هم یکی از عوامل کاهش قدرت وام دهی این بانکها شده
تعداد شعب و عملکرد و خدمات نوین و سود سپرده و ... هم عوامل موثر بر حجم جذب سپرده یک بانک هستش که شما در تحلیل بانک باید در نظر بگیرید


عملیات داخلی و اقلام صورت مالی بانکها
خب بعد از اینکه یک بانک درصدی از حجم نقدینگی کشور رو جذب کرد این سپرده ها دارای طبقاتی هستن
یک قسمت سپرده دیداری هست یعنی حساب جاری که شما هر وقت اراده کنید میتونید برید از بانک پولتون رو در لحظه بگیرید یا با کارتهای بانکی
سپرده های دیداری از اون دسته سپرده هایی هست که برای بانک هزینه ای نداره البته در طبقه سپرده های بدون هزینه سپرده قرض الحسنه هم قرار میگیره
سپرده قرض الحسنه که طبق قانون باید به طور کلی وام قرض الحسنه داده بشه برای بانک هزینه ای نداره و فقط هنگام وام دادن درصدی رو از وام گیرنده به عنوان کارمزد بانک میگیرن
فرق سپرده قرض الحسنه با دیگر سپرده ها اینه که وقتی بانکی انواع سپرده های دیگه رو جذب میکنه در واقع مثل وکیل سپرده گذارها عمل میکنه و به همین خاطر هم از سپرده گذارها حق الوکاله میگیره ولی در سپرده قرض الحسنه رابطه وکیل و موکلی نیست بلکه رابطه قرض دهنده و قرض گیرنده ست یعنی بانک مالک سپرده قرض الحسنه میشه و به همون اندازه بدهکار میشه به سپرده گذار برای همین هم بانک از سپرده قرض الحسنه حق الوکاله نمیگیره (درصد حق الوکاله حدود 2.5 تا 3 درصد هستش)
طبق دیگر سپرده ها از نوع مدت دار و هزینه زا هستن که بانک این سپرده ها رو در قالب کوتاه مدت و یک ساله و دو ساله و ... پنج ساله میگیره و با درصد معلومی هم به سپرده گذارها سود میده که اون درصد سود توسط بانک مرکزی به بانکها ابلاغ میشه
خب حالا که بانک سپرده ها رو جذب کرد باید یه مقداری از این سپرده ها رو بذاره نزد بانک مرکزی تا بانک مرکزی بتونه مقدار وام دهی بانکها رو با این مقدار تنظیم کنه که به این درصد از سپرده ها که میره نزد بانک مرکزی و بلوکه میشه سپرده قانونی میگن
تا این لحظه که دارم این مطالب رو مینویسم نرخ سپرده قانونی 13 درصده یعنی اگر بانک 100 واحد سپرده جذب کنه باید 13 واحدش رو ببره بذاره نزد بانک مرکزی که البته بانک مرکزی هم به این مقدار سپرده قانونی سود خیلی کمی به بانکها میده در حد 1 تا 2 درصد که بانکها هم تحت عنوان جایزه سپرده قانونی در حسابشون ثبت میکنن و میارن جزو درآمدهاشون(درصد سپرده قانونی بانکها و شعب در مناطق آزاد 10 درصد هست)


خب وقتی سپرده ها جذب شد و سپرده قانونی آن هم نزد بانک مرکزی قرار گرفت حالا نوبت به استفاده از این سپرده ها توسط بانک میرسه
بانک این سپرده ها رو یا وام میده و یا سرمایه گذاری میکنه (سپرده گذاری در بانکهای دیگر جزو سرمایه گذاری محسوب میشه)
اینکه بانک چه درصدی از سپرده ها رو میبره توی سرمایه گذاری حد و حدود قانونی داره و دستورالعمل ویژه اما بانکها معمولا بیشتر از اون محدودیت ها در زیرمجموعه های خودشون و در املاک و ... سرمایه گذاری میکنند
البته اینکه یک بانک سپرده های مردم رو که هر لحظه امکان داره از طرف مردم مطالبه بشه ببره توی سرمایه گذاری بلند مدت خطرناکه ولی بعضی وقت ها بانک چاره ای نداره چون اگر این سپرده ها رو مثلا ملک نخره باید وام بده بعد وام گیرنده پول رو برنمیگردونه بخصوص در شرایط رکودی خب اینجاست که بانک ترجیح میده این پول رو در زیرمجموعه های خودش نگه داره هرچند میدونه که ریسکش داره بالا میره
نمونه ی این بانکها رو هم قبلا در تحلیل بانکها مثال زدم مثلا بانک سینا درصد زیادی از سپرده هاشو چند سال پیش که کم کم داشت وضع اقتصادی خراب میشد برد توی املاک و سرمایه گذاری ولی همون وقت بانک صادرات دنبال افزایش وام دهی بود نتیجه این شد که امروز بانک سینا 12 درصد وامهاش معوقه شده ولی بانک صادرات بالای 20 درصد

 

حالا فرض کنیم که مدیریت با توجه به مطالب بالا درصدی که بانک میبره توی سرمایه گذاری هاش رو مشخص کرد خب درصد باقیمونده سپرده ها باید وام داده بشه
به درصدی از سپرده ها که وام داده میشه میگن نسبت وام دهی بانک
ببینید نرخ وام ها رو بانک مرکزی تعیین میکنه ولی توضیحاتی لازمه عرض کنم
بانکداری اسلامی که در بانکهای ما فقط اسمش آورده میشه میگه که ما دو نوع قرارداد وام داریم
عقود مبادله ای که بانک مرکزی حداکثر نرخ این دسته وام ها رو 21 درصد تعیین کرده
عقود مشارکتی که نرخش قابل تغییر هستش ولی حداکثرش رو 24 درصد تعیین کردن
وقتی صورتهای مالی بانکها رو نگاه میکنید مضاربه و مشارکت مدنی جزو عقود مشارکتی هست و چون نرخش بالاتره بانکها درصد بالایی از وام ها رو در قالب این عقد وام دادن
بقیه وام ها مثل جعاله و خرید دین و ... همه میشن جزو عقود مبادله ای که درصد کمی رو تشکیل میدن
وام قرض الحسنه رو هم که گفتم بانکها فقط یه کارمزد حدود 4 درصدی میگیرن
این نرخ هایی که گفتم از طرف بانک مرکزی اعلام میشه توسط بانکها الزاما رعایت نمیشه و با ترفندهایی بالاتر از این نرخ ها وام میدن
حالا بانکها وام میدن به صورت مبادله ای یا مشارکتی و به ازای این وام ها به انواع مختلف وثیقه میگیرن ولی باز ممکنه یه عده از وام گیرنده ها به موقع اقساط رو پرداخت نکنن
اگر یک وام گیرنده کمتر از دوماه از موعد آخرین قسطش گذشته باشه میگن این تسهیلات هنوز جاری هست ولی اگر بین 2 تا 6 ماه از موعد آخرین قسطش گذشته باشه میگن وام سررسید گذشته شده
اگر بین 6 تا 18 ماه از موعد آخرین قسطش گذشته باشه میگن این وام در طبقه معوق ها قرار میگیره
و در نهایت اگر بیشتر از 18 ماه از تاریخ آخرین قسط گذشته باشه میگن وام مشکوک الوصول شده
خب این وام ها که یا سررسید گذشته شده یا معوق یا مشکوک الوصول بایستی مورد بررسی و ذخیره گیری قرار بگیره چون ممکنه اصلا این وام ها دیگه به بانک برنگردن و هزینه ش رو نباید سهامداران بعدی بدن بلکه کم کم باید هزینه این سوخت شدن مطالبات رو هر سال حساب کنیم تا همه زیان ها در سال آخر شناسایی نشه
خب برای این وام ها که در سه طبقه گفته شده قرار میگیرن ذخیره گرفته میشه
دو نوع ذخیره داریم به اسم ذخیره عمومی و ذخیره اختصاصی
ذخیره اختصاصی اینجوری حساب میشه که برای وام هایی غیرجاری(سررسید گذشته بعلاوه معوق بعلاوه مشکوک الوصول) اول وثیقه ها رو در نظر میگیرن بعد میگن برای وام هایی که وثایقشون خیلی محکم نیست ذخیر اختصاصی بگیریم
بعد از محاسبه وثیقه مفید هر طبقه اونوقت برای وام های سررسید گذشته 10 درصد و برای وام های معوق 20 درصد و برای وام های مشکوک الوصول 50 تا 100 درصد ذخیره اختصاصی میگیرن
خب ذخیره عمومی محاسبش خیلی ساده ست بطوریکه برای وام هایی که ذخیره اختصاصی گرفته نشده 1.5 درصد ذخیره عمومی میگیرن
در کل مجموع ذخایر عمومی و اختصاصی رو ذخیره مطالبات مشکوک الوصول میگن
حالا این ذخیره به چه دردی میخوره؟ تفاوت ذخیره مطالبات مشکوک الوصول این دوره و دوره قبل میشه هزینه مطالبات مشکوک الوصول که توی صورت سود و زیان به عنوان یک هزینه میاد و سود رو کم میکنه
آیا این وام هایی که غیرجاری شدن فقط برای بانک هزینه زا هستند؟
خیر چون بانکها وقتی وامی غیرجاری میشه و در سه طبقه گفته شده قرار میگیره ازش جریمه میگیرن و مجموع سود و اون جریمه رو بهش میگن وجه التزام که یه قلم درآمدی است و در قسمت سود تسهیلات میاد


یعنی وقتی یک وام غیر جاری میشه اتفاقا سود شناسایی شده بانک از اون وام حدودا به اندازه 6 درصد که جریمه دیرکرد هست بیشتر از وام هایی هستش که سر موقع قسط هاشون پرداخت میشه برای همین گفته میشه بانکهایی مثل صادرات که وام های غیرجاری زیادی دارن کیفیت سودشون پایینه یا اصطلاحا سود کاغذی دارن نه واقعی
خب تا اینجا من موارد مبهم در صورتهای مالی بانکی رو عرض کردم بقیه موارد بنظرم چیز متفاوتی با شرکتهای دیگه نیست

 

نوربخش
https://telegram.me/tahlilbezabansade