حباب حباب حباب

واژه ای که این روزها زیاد میشنویم
شاید بسیاری از تحلیل هایی که این روزها ما انجام میدیم همه ابعاد رو در نظر نمیگیره
مثلا حباب سکه رو بر اساس نرخ دلار محاسبه میکنیم ولی از خودمون نمیپرسیم که در این تحلیل بطور ضمنی ما فرض کردیم که نرخ دلار نرخ واقعیه اما آِیا نرخ دلار واقعی هست؟

آیا نرخ های حوالی 6 هزار تومنی که امروز میبینیم واقعیه؟ 

وقتی داریم قیمت کالاها رو بر اساس ریال بیان میکنیم در واقع ریال رو گذاشتیم توی یه کفه ترازو و اون دارایی رو گذاشتیم در کفه دیگر ترازو 
اگر ارزش ریال پایین بیاد اونوقت کفه ترازو سمت ریال پایین میاد و کفه مقابل بالا میره
برای دلار و مسکن و سهام و گوجه فرنگی و ...  این قانون صادقه
پس بهتره ما نگاهی به وضعیت ریال بندازیم و تحلیل خودمون رو ساده تر کنیم
در اقتصاد عرضه هر کالایی زیاد بشه با فرض ثبات تقاضا،قیمت اون کالا یا خدمات کم میشه و اگر عرضه یه کالا خیلی زیاد بشه اصلا از موضوع علم اقتصاد خارج میشه مثل هوا؛ هرچند هوای سالم ضروری ترین و حیاتی ترین کالای مصرفی برای ماست ولی چون نامحدود وجود داره قیمت نداره و اصلا اقتصاد در موردش صحبت نمیکنه(آلودگی هوای شهرهای بزرگ رو بذاریم کنار)
بارها در این کانال در مورد افزایش حجم نقدینگی(عرضه ی پول)  به نسبت سطح تولیدات(تقاضای پول) در اقتصاد ایران بخصوص از سال 92 به بعد صحب کردیم
علت افزایش شدید حجم نقدینگی رو هم عرض کردیم
اما الان میخوایم به این سوال جواب بدیم که این افزایش حجم نقدینگی یا عرضه پول چقدر میتونه ارزش ریال رو کاهش بده یا به عباری قیمت کالاها و خدمات رو افزایش بده؟
من میخوام از یک بعد متفاوت از گذشته (مظالب قبلی کانال )در مورد اثر این حجم نقدینگی بر بازارها صحبت کنم :
همونطور که میدونید اینکه مردم چند درصد از پولهاشون رو در حساب جاری و نقد نگه دارن و چند درصد رو سپرده مدت دار بذارن بستگی به نرخ سود سپرده ها در مقایسه با تورم و بازدهی بازارهای دیگه داره
این نسبت در طول سالهای گذشته (قبل  از سال 92) بصورت 35 درصد به 65 درصد بوده
یعنی در مجموع کل سیستم بانکی، 35 درصد از سپرده ها جاری بوده و 65 درصد مدت دار (متوسط رو عرض میکنم وگرنه نوساناتی داشته)
بعد از سال 92 که نرخ سپرده بانکی نسبت به تورم بالا و بالاتر رفت به مرور مردم دیدن بهترین جا برای سرمایه گذاری سپرده گذاری در بانکهاست بطوری که نسبت سپرده های جاری به سپرده های مدت دار 12 به 88 شد!!!
یعنی مردم دست از معامله و کار اقتصادی برداشتن و پولشون رو گذاشتن سپرده بلندمدت(همونطور که میدونید بخش سپرده های جاری یا همون پول وقتی زیاد میشه که حجم نقدینگی بین بازارهای مختلف بیشتر گردش کنه و وقتی کم میشه که سپرده بانکی جذاب باشه)

اما این تا کی ادامه داره؟

- تا وقتی که نرخ سود سپرده ها بالاتر از نرخ بازدهی سایر بازارها مثل مسکن و طلا و بورس باشه
- با جرقه های سیاسی که قبل از عید خورد
- با افزایش نرخ دلار بازار طلا و مسکن شروع به رشد کردند و این نشونه ای بود برای پیش بینی بازدهی بالاتر از نرخ سپرده در بازرهای دیگر

حالا فرض کنیم دوباره برگردیم به نسبت 35 به 65 یعنی مردم ببینن که اگر در بانک سپرده بلندمدت بذارن کمتر از بازارهای دیگه بازده دارن پس تصمیم بگیرن در بازارهای دیگر سرمایه گذاری کنن و در نتیجه حجم سپرده های جاری برگرده به متوسط خودش یعنی 35 درصد
در پایان سال 96 نقدینگی در حدود 1500 هزار میلیارد تومن بود 
که 12 درصد این حجم نقدینگی بصورت حساب جاری(پول ) بود معادل 180 هزار میلیارد تومن
و 88 درصد حسابهای مدت دار(سبه پول) معادل 1320 هزار میلیارد تومن
اگر بخوایم فرض کنیم در سال 97 حجم نقدینگی حدود 20 درصد رشد کنه (محاسبات این درصد رشد رو در اینجا ارایه نمیکنم که بحث طولانی نشه) اونوقت حجم نقدینگی آخر سال 97 به حدود 1800 هزار میلیارد تومن میرسه
اگر میانگین حجم نقدینگی سال 97 رو حساب کنیم چیزی حدود 1650 هزار میلیارد تومن خواهد بود که اگر فرض کنیم نسبت سپرده های جاری کم کم به سمت 35 درصد میل کنه اونوقت باید حدود 380 هزار میلیارد تومن نقدینگی از حسابهای مدت دار به حسابهای جاری تبدیل بشه! واین یعنی این حجم از نقدینگی باید در بازارهای مختلف پردش کنه
برای اینکه بزرگی این عدد رو درک کنیم باید عرض کنم حجم بورس و فرابورس ما چیزی حدود 400 هزار میلیارد تومن هست که حداکثر 20 درصد شناوری داره یعنی حداکثر حداکثر 80 هزار میلیارد تومن از سهامش داره معامله میشه 
ارزش کل سکه های پیش فروش شده چیزی حدود 10 هزار میلیارد تومن بود
بنابراین این حجم از نقدینگی براحتی میتونه بورس و سکه رو چندین برابر بالا ببره  که احتمالا با کم رنگ شدن سیستم ارزی جدید که قبلا در موردش مطلب نوشتم،بورس رشد خواهد داشت اما اصلا بورس توان جذب این حجم عظیم رو نداره و اگر حتی 10 درصد این حجم نقدینگی وارد بورس بشه اونوقت شاهد رشد 50 درصدی شاخص خواهیم بود
تنها بازاری که میتونه این نقدینگی رو تا حدی جذب کنه بازار مسکن هست که بعد در این مورد مطلب مینویسیم
(خطاب به تصمیم گیران : شاید زشت تر از این کاری نباشه که پیامد تصمیمات اشتباه خودتون رو از دست رنج مردم بینوا تامین کنید و در نهایت با تورم دست کنید در جیب مردم . این در حالی هست که مردم سرخوش افزایش اسمی قیمت دارایی هاشون هستن ولی شاید بخوبی نمیدونیم که داریم بازی با جمع صفر انجام میدیم)