دنیای بورس: پس از مدت‌ها رکود در بازار سهام، این روزها نبض بورس تهران تندتر می‌زند. جایی که نماگر سهام توانسته با ثبت رکوردی تاریخی 6 رقمی شود و صعودهای پرشتاب متوالی را تجربه کند. دلایل چنین رشد کم‌سابقه و همچنین آینده بازار و روند حرکتی نماگرها چه از منظر بنیادی و چه تکنیکال از مهترین مسائل پیش‌روی بازار است. «دنیای بورس» برای پاسخگویی به این دو سوال در میزگردی با حضور دو تحلیلگر بازار سرمایه به بررسی این موضوع از زوایای مختلف پرداخته است. «منشا رونق»، «بررسی روند آتی»، و «سنجش حباب قیمتی» در بورس تهران به عنوان سوال‌های اصلی بورس‌بازان بررسی شده‌اند.

 

دنیای بورس: سهام چگونه صعودی شدند و جهش‌های بی‌سابقه‌ای را در نماگر بورس به ثبت رساندند؟

محمد نوربخش؛ تحلیل‌گر بنیادی بازار سرمایه: بورس ما یک بازار دلاری است. بازاری که بر پایه تغییرات نرخ دلار حرکت می‌کند. حدود 60 تا 70 درصد از ارزش کل بازار سهام را شرکت‌های مرتبط با ارز تشکیل می‌دهد. این فهرست را شرکت‌هایی تشکیل می‌دهند که یا بر اساس نرخ ارز قیمت‌گذاری می‌شوند و یا صادراتی هستند. به‌طور مثال قیمت تعادلی صنایع فولادی بر اساس نرخ ارز تعیین می‌شود. به همین خاطر زمانی که شاهد افزایش نرخ دلار هستیم، سودآوری شرکت‌ها نیز با رشد همراه می‌شود.

اما یک مشکلی که در این زمینه رخ داد بحث ایجاد سیستم ارز تک نرخی از اوایل فروردین‌ماه بود. در واقع یک حرکت سریع سیاسی بود تا حرکتی اقتصادی. به این ترتیب تمامی نرخ‌های ارز به یک قیمت تک‌نرخ 4200 تومان تبدیل شد. به این ترتیب دولت تلاش کرد تا با این راهکار تمامی تلاطمات و نوسانات بازار ارز را مهار کند.

این موضوع باعث ایجاد ترس و ابهام میان فعالان بازار سرمایه شد؛ در حالی قبل از عید دلار 5000 تومانی در صورت‌های مالی شرکت‌ها لحاظ شده بود و سودآوری آنها با این نرخ تخمین‌ زده شده بود که حال با یک اقدام ناگهانی این نرخ‌ها باید تغییر می‌کرد و به 4200 تومان کاهش می‌یافت.

از سوی دیگر یک سری ابهامات نیز از این سیستم تک‌نرخی به وجود آمد؛ این سیستم مشکلات بسیار بزرگ بنیادی داشت. مثل در نظر نگرفتن یک سری از تقاضاهایی که با کاهش قیمت شکل می‌گرفت و اینکه باید از صادرکنندگان محصولات غیرنفتی و پتروشیمی دلارهایی تحویل گرفته می‌شد و به واردکنندگان می‌دادیم. یعنی به نوعی از جیب صادرکنندگان به نفع واردکنندگان خرج می‌شد. به مرور زمان و پس از جلو رفتن در این طرح، این نارسایی‌ها موجب ایجاد یک سری شکاف‌ها شد. به‌طور مثال در بورس کالا، قیمت‌ پایه بر اساس دلار 4200 تومانی تعیین می‌شد و عملا 10 درصد بالاتر از این نرخ مثلا در 4600 قیمت اعمال می‌شد. بعد متوجه شدند که در این نرخ‌ها نیز صف خریدهای طولانی و سنگینی تشکیل می‌شود. عمده این صف‌ها و تقاضا برای سفته‌بازی بود. به‌طور مثال در عرضه‌های «مس» خریدار می‌خواست این محصول را دریافت کند و به تهیه لوله مسی و ضایعات بپردازد و در نهایت آن را با نرخ دلار 6500 تا 7000 تومان بفروشد.

این عوامل و ابهامات زمینه‌ساز بروز اظهارنظرهای اخیر شد. به‌طوری که به تازگی صحبت‌هایی در خصوص ایجاد بازار ارز سه نرخی به گوش می‌رسد. حال با توجه به صحبت‌های مزبور فعالان بازار سرمایه نیز نرخ دلار 6500 تومانی را به عنوان مفروضات جدید در صورت‌های مالی شرکت‌ها لحاظ کرده‌اند. به طوری‌که این امر سودآوری بالاتر حتی در محدوده دو برابری کنونی را خواهد داشت. در برخی شرکت‌ها نیز این افرایش سود به حدود 20 تا 30 درصد خواهد رسید. این عامل سبب تشکیل تقاضای یکباره برای بازار سهام و خرید سهام شرکت‌ها شد.

در سوی دیگر، حجم نقدینگی موجود در اقتصاد کشور بالغ بر 1500 هزار میلیارد تومان است که بخش عمده این رقم ( حدود 80 درصد) تا همین اواخر در سپرده‌های مدت‌دار (شبه پول) قرار داشت. به این ترتیب حجم اندکی در بازارهای مالی چرخش داشته است. اگر اقتصاد ببیند که دیگر بازارهای مالی بازدهی بسیار بالاتری نسبت به شبه‌پول دارند، آن‌وقت از سپرده خارج شده و به دیگر بازارها وارد می‌شود. کمااینکه این موضوع را در بازار دلار و سکه و ورود نقدینگی به آن‌ها به دنبال کسب سود بالا، شاهد بودیم. این اتفاق می‌تواند در بازار سهام نیز رخ دهد. با این تفاوت که بورس بازاری به مراتب کوچک برای جذب این چنین نقدینگی بزرگی است. به‌همین خاطر حجم کوچک بورس در کنار عوامل بنیادی سبب شده تا بازار سهام یک افق مثبتی را در پیش داشته باشد.

دنیای بورس: منشا ورود پول‌های تازه کجاست؟ رونق این روزها را از منظر تکنیکال چگونه می‌بینید؟

بهزاد صمدی؛ تحلیل‌گر تکنیکال بازار سرمایه: چه اتفاقی افتاده که 12 هزار واحد رشد را در 6 روز شاهد هستیم؟ به نظر می‌رسد هنوز شرکت‌ها از لحاظ بنیادی حرکت رو به جلویی نداشته‌اند. در واقع صرفا حمایت جامع دولت برای هدایت پول‌های سرگردان از بازارهای طلا، سکه و دلار به سمت بازار سهام بود که جرقه رشد بورس را روشن کرد. در واقع به‌نوعی هدایت نقدینگی از دیگر بازارهای موازی به سمت بازار سهام را در این مدت شاهد بودیم.  

شکل‌گیری روند حرکتی مزبور و خروج نقدینگی از بانک‌ها نیز از زمان کاهش سود سپرده‌های بانکی استارت خورد. این امر سبب شد تا نقدینگی مزبور پس از خروج از بانکها و موسسات اعتباری در نخستین مسیر وارد بازار دلار شود. رشد نرخ دلار نیز در این مدت از یک سو به دلیل مسایل سیاسی مرتبط با برجام رقم خورد و تحت تاثیر بحث بازگشت تحریم‌ها از 15 مردادماه قرار دارد. از سوی دیگر کمبود ذخایر دلاری نیز از جمله مواردی است که رشد قیمت دلار را تسریع کرد.

پول هوشمند نیز با اطلاع از این موضوع به سود بالایی دست یافت. مسوولان تصمیم به هدایت این پول به سمت بازار سکه گرفتند. به‌طوری‌که طبق اعلام بانک مرکزی در این چند ماه 60 تن طلا در قالب پیش‌فروش عرضه شده است. این میزان فروش طلا با توجه به ذخایر حدود 100 تنی طلای بانک مرکزی رقم بسیار بالایی است. پول هوشمند از این موضوع و کمبود ذخایر مطلع است و می‌داند که می‌تواند هنوز روند کسب سود از این بازار را ادامه دهد. بنابراین، دولت در شرایط کنونی ناچارا (کمبود در زمینه ذخایر دلاری، سکه و طلا) هدایت پول به سمت بورس را در پیش گرفته است.

همچنین، بررسی روند دوره‌های ریاست جمهوری در سال‌های گذشته قرار دارد؛ تجربه نشان داده که همواره دوره‌های دوم ریاست‌جمهوری یک رشد شارپ و جهش قابل‌توجه را در بازارهای مالی شاهد هستیم. این رشد نیز دلایل خاص خود را داشت. یا صعود قیمتی در بازارهای نفت و یا رشد قیمت دلار رخ داده است. به‌طوری‌که دولت دوازدهم نفت بشکه‌ای 29 دلار و همچنین دلار 3700 تومانی را تحویل گرفته‌ است که در حال حاضر قیمت هر بشکه نفت به بیش از 76 دلار افزایش یافته است. دلار نیز نوسان شدید کنونی را تجربه می‌کند. این در حالی است که انتظار می‌رود این نرخ دلاربه محدوده‌های بیشتری نیز حرکت کند.

با توجه به تجربه تاریخ مزبور و عزم دولت برای داشتن یک کارنامه درخشان و از سوی دیگر پتانسیل بنیادی موجود در بازار سرمایه، تداوم روند صعودی بورس وجود دارد. بررسی روند تکنیکال حرکت شاخص نیز نشان از رشد پرشتاب این نماگر در دوره‌های دوم ریاست جمهوری دارد. این در حالی است که دوره کنونی با افزایش توام نرخ دلار و رشد قیمت نفت همراه شده است.

در مجموع رشد 5 روزه‌ اخیر بازار سهام نشات گرفته از حمایت همه جانبه دولت بوده است. اما از این پس تداوم روند صعودی بورس با توجه به عوامل بنیادی خواهد بود.

 

دنیای بورس: در چند روز اخیر اقبال عمومی و ورود نقدینگی جدید را به بورس شاهد هستیم. این موضوع به چه میزان از لحاظ بنیادی پشتوانه دارد؟ چشم‌انداز این موضوع در آینده چگونه خواهد بود؟ تبعات دلار بر صنایع گوناگون چه آن صنایع دلار محور و چه آن دسته از سهامی که تاثیری از این موضوع نمی‌پذیرند، به چه میزان است؟ پیامدهایی که دلار در انتظارات تورمی و ارزش جایگزینی ایجاد می‌کند به چه صورت است؟

نوربخش: دولت تمایل به عدم افزایش نرخ دلار، طلا، سکه و... دارد اما هدایت این نقدینگی به سمت بورس، کاهش نقدینگی را به دنبال نخواهد داشت. از نگاه تئوریک، حجم نقدینگی با ورود به بازارهای مالی مختلف تغییر نمی‌کند، بلکه در همان مقدار ثابت خود باقی مانده و تنها ورود به هر کدام از بازارها، رشد و نوسان را در آنها به دنبال خواهد داشت.

اما چنانچه بازار سرمایه خود از پتانسیل کافی برخوردار باشد، پس از پالس‌های مثبت ارسالی از سوی دولت، توان جذب نقدینگی و نگهداری آن را خواهد داشت. در این‌صورت پس از جذب این نقدینگی توسط شرکت‌های فعال در بازار سرمایه، پول ورودی مزبور صرف افزایش سرمایه می‌شود، آنگاه به تولید واقعی خواهیم رسید. البته به شرط اینکه تولید مزبور سودآور باشد. در اقتصاد ما تولید عموما سودآور نیست. تنها متغیرهای اسمی در حال تغییر است نه متغیرهای واقعی. بررسی اقتصاد ایران از سال 1370 تا کنون تنها نشان از رشد یک درصدی بهره‌وری دارد. به عبارت دیگر با این قبیل کارها متغیرهای واقعی رشد نخواهند کرد و تنها افزایش متغیرهای اسمی را شاهد خواهیم بود.

اینکه نرخ دلار افزایشی می‌ماند بدیهی است، زیرا دلار بودجه در سال آینده باید حداقل 5000 تومان باشد. حال چرا دلار 5000 تومانی؟ چون فروش نفت ممکن است در سال آینده تا یک میلیون بشکه در روز کاهش یابد. این امر با فرض میانگین قیمت نفت 60 تا 65 دلار در هر بشکه خواهد بود. از سوی دیگر هزینه‌های جاری دولت حداقل با رشد 20 درصدی همراه خواهد بود. چون تورم امسال نیز باید حدودا بالای 15 تا 20 درصد باشد (البته چنانچه اتفاق خاص و غیرمنتظره‌ای رخ ندهد). از سمتی دیگر بخش عمده درآمدها که مربوط به اخذ مالیات است، بر اساس این نرخ رشد نخواهد کرد. حال چنانچه فرض کنیم مالیات نیز با افرایش 20 درصد همراه باشد، برای تراز بودجه نیاز به تعیین دلار حدود 5000 تومانی داریم.

نگاهی به بودجه دولت نشان از آن دارد که در سال جاری بالغ بر 60 میلیارد دلار واردات رسمی خواهد داشت. هر ساله حدود 15 میلیارد دلار نیز مربوط به واردات قاچاق است. چنانچه فرض شود که هیچ قاچاقی نداشته باشیم، از این میزان 10 میلیارد دلار نیز به واردات کشور افزوده می‌شود.

از سوی دیگر حدود 55 میلیارد دلار میزان فروش نفت کشور است. با فرض صادرات حدود 15 میلیارد دلاری محصولات پتروشیمی و همچنین صادرات 20 میلیارد دلاری محصولات غیر نفتی( این سرفصل بدون لحاظ میعانات لحاظ شده و کالاهایی از قبیل فرش و ... را شامل می‌شود) و از سوی دیگر خروج سرمایه‌ مطابق سال‌های گذشته (حدود 30 میلیارد دلار خروج سرمایه در سال 96 داشته‌ایم)، بازهم بودجه دولت تراز نخواهد بود.

هر چند گفته می‌شود که ما دارایی ارزی داریم. اما این دارایی تنها پشتوانه پول ما خواهد بود و هیچ مزیت دیگری ندارد. به این ترتیب مشاهده می‌شود که از لحاظ ارزی در مضیقه هستیم. این امر نیاز به لحاظ دلار حداقل 5 هزار تومانی را در بودجه به وضوح بیان می‌کند.

بنابراین در بورس نیز با توجه به دلار 6 هزار تومانی (هرچند انتظار برای رشد بیشتر قیمت دلار را داریم)، رشد اسمی سودآوری را در صورت‌های مالی شرکت‌ها در پی خواهد داشت. همچنین تجربه نشان داده که ما از لحاظ ارزی در مضیقه هستیم و با توجه به این موضوع حرکت به سمت صنایع و سهام دلاری را شاهد خواهیم بود. اما فقط صنایع دلاری از این موضوع منتفع خواهند شد؟ خیر.

در چنین شرایطی تمام بازار رشد خواهد کرد. البته صعود تمامی صنایع ادامه‌دار نخواهد بود و برخی گروه‌ها و سهم‌ها رشد کوتاه‌مدتی را خواهند داشت. به‌این ترتیب رشد سهام غیردلاری متوقف خواهد شد. البته ازآنجا که وزن این سهام بسیار کم است، تاثیر چندانی بر روند حرکتی شاخص کل بورس نخواهند داشت.

روند کنونی بازار و رشد اخیر آن هیچ نشانی از تشکیل حباب قیمتی ندارد. حتی افزایش 20 تا 25 درصد دیگر نیز، شائبه تشکیل حباب را نمی‌دهد و قطعا رشدی به پشتوانه بنیادی خواهد بود. به عبارت دقیق‌تر با لحاظ سود سهام و P/E موجود، رشد شاخص کل بورس تا محدوده 125 هزار واحد بدون حباب قیمتی خواهد بود. این در حالی است که چنانچه بخواهد از منظر بنیادی و بر اساس مولفه‌های واقعی حرکت کند، به‌طور قطع رشدهای بیش از این محدوده‌های کنونی را خواهیم داشت.

در مجموع شرایط کنونی بازار و وضعیت کنونی، چنانچه مداخله‌ای در زمینه نرخ دلار بخصوص نرخ دلار صنایع از قبیل پتروشیمی‌ها و پالایشی‌ها رخ ندهد و این قیمت‌ها در سود و صورت‌مالی شرکت‌ها لحاظ شود، روند صعودی بازار دامه‌دار خواهد بود.

 

دنیای بورس: جنبه تکنیکال این موضوع چگونه خواهد بود؟

صمدی: نباید شاخص کل بورس در 5 روز 12 هزار واحد رشد می‌کرد. هر زمان که شاخص بورس و یا هر نماگر دیگری چنین رشدهای شارپ و پرشتابی را تجربه می‌کند، باید انتظار برای مواجهه با یک روند اصلاح فرسایشی بسیار شدید را داشته باشیم. تجربه در این بازار نشان داده که هر زمان شاخص و اندیکاتورها از لحاظ تکنیکالی به محدوده اشباع می‌رسند، بلافاصله با ریزش مواجه خواهیم بود.

اینکه شاخص توان دستیابی به اعداد بالاتر و حتی رسیدن به 135 هزار واحد تا پایان دوران دولت دوازدهم را خواهد داشت، اما نه با این شدت کنونی.

اینکه آیا این حرکت ادامه‌دار خواهد بود نیاز به بررسی روند گذشته دارد؛ تحلیل تکنیکال فارغ از بحث‌های بنیادی و لحاظ دورنمای بلندمدت شرکت با توجه به فعالیت‌های کنونی و پروژ‌ه‌های آن است. به این ترتیب بررسی روند حرکتی تکنیکال شاخص در بلندمدت صعودی است اما در کوتاه مدت این وضعیت را نداریم. همین الان نیز اندیکاتورها در تایم فریم (چارچوب زمانی) روزانه و هفتگی اوضاع خوب و مناسبی مشاهده نمی‌شود. به عبارت دیگر بررسی سابقه 25 ساله نشان می‌دهد که هر زمانی که اندیکاتور قدرت نسبی شاخص کل به محدوده 92 تا 96 واحد نزدیک می‌شود، واکنش نشان می‌دهد. این در حالی است که اندیکاتور شاخص در روز چهارشنبه در محدوده 94 واحد قرار گرفت. این بدان معناست که عملا وارد محدوده اشباع شده‌ایم. افزون بر این در تایم فریم‌های هفتگی نیز واگرایی منفی شاخص مشاهده می‌شود. هنوز هم فاصله زیادی با کندل شاخص داریم. اگر تا 15 مردادماه شاخص کل از این وضعیت خارج نشود و واگرایی مزبور به همگرایی تبدیل نشود، اصلاح فرسایشی با شیب تند را در پی خواهد داشت.

در این میان رکورد قله دومی که برای شاخص کل در روزهای اخیر ثبت شده با رشد 12هزار واحدی، عملا بسیار خطرناک‌تر از این بود که بازار اصلاح‌های کوچکی را انجام می‌داد و اجازه داده می‌شد تا بعد از آن با دیگر عوامل بنیادی از قبیل رشد نرخ دلار و... روندی صعودی در پیش گیرد.

در مجموع باید تمامی عوامل اعم از بنیادی، تکنیکال، اخبار مرتبط در حوزه سیاست خارجی و داخلی و همچنین لحاظ هیجانات شدید چه در زمان رشد و چه افت را در کنار یکدیگر قرار دهیم تا به برآیند مناسبی از روند آتی بازار دست یابیم. اما بر اساس متغیرهای تکنیکال، اصلاح شاخص در کوتاه مدت قطعی خواهد بود، هرچند مجدد خاطرنشان می‌شود که رشد شاخص در بلندمدت و تا پایان دوران ریاست جمهوری حسن روحانی، ادامه خواهد داشت و حتی تا مرز 135 هزار واحد خواهد رفت.

 

دنیای بورس: با توجه به بررسی‌های تکنیکالی چنانچه این اصلاح صورت گیرد تا چه سطحی خواهد بود؟

صمدی: نهایت رشد شاخص در کوتاه مدت تا محدوده‌های 114 هزار واحد خواهد بود. سطح اصلاح نیز تا محدوده‌های 94 تا 95 هزار واحدی خواهد بود.

همانطور که عنوان شد ثبت قله جدید شاخص، محدوده اصلاح را تغییر داد. به‌طوری‌که تا قبل از این قله جدید، هم از لحاظ امواج الیوتی و هم از لحاظ الگوی کلاسیک اندیکاتوری انتظار برای اصلاح تا محدوده 91 هزار واحدی را داشتیم. اما این موج دوم صعودی و ثبت قله جدید شاخص‌، سطح اصلاح را تغییر داد. بدین ترتیب اصلاح شاخص در محدوده 95 هزار واحدی خواهد بود.

 

دنیای بورس: آیا با توجه به شرایط بنیادی حاکم بر بازار، اصلاحی را در روزهای آتی خواهیم داشت؟

نوربخش: اصلاح بازار سرمایه همواره طبیعی و قطعی است؛ به ویژه آنکه در کوتاه‌مدت هیجان در بازار غالب است. اما رشد اخیر بازار کاملا بنیادی بوده و هیچ تاثیری از دیگر عوامل نداشته است. هر چند در این راستا یک سری از سهام و شرکت‌ها بی‌دلیل صف خرید شده و رشد قیمتی را تجربه کرده‌اند، اما در مجموع رشد بنیادی را در بازار شاهد هستیم.

بازار سهام فارغ از نوسانات مقطعی، روند صعودی را با اهرم شرکت‌های دلاری و عوامل بنیادی در پیش خواهد داشت. اصلاح بازار در ادامه قطعا وجود دارد، اما صعود کنونی تا این مقطع به‌طور کامل تحت تاثیر عوامل بنیادی رخ داده است.

 

دنیای بورس: در این میان آیا دولت توانایی این را دارد که بخواهد با هر زور و فشاری نرخ ارز را کنترل کند و در همان نرخ 4200 تومان نگه‌ دارد؟ یعنی برای پاسخگویی به تقاضای بالای دلار، تمامی دارایی ارزی خود را صرف این موضوع کند. آیا توان انجام این کار را دارد؟ واردات 60 میلیارد دلاری ما قابل افزایش خواهد بود؟

نوربخش: بله به شدت. فرض کنید خود شما یک تولید‌کننده هستید که در کمتر از 6 ماه آینده دچار تحریم خواهید شد. از سوی دیگر نیازمند حدود 1000 واحد قطعه در ماه برای تولید محصولات هستید. شما به‌جای ثبت سفارش هزار قطعه اقدام به سفارش 10هزار قطعه می‌کنید. این اتفاقی است که در روزهای اخیر رخ داده و تقاضای ارز را به شدت افزایش داده است.

این روند در تقاضا و قیمت دلار نیز حاکم است؛ هر چند مسوولان دولت صحبت از زیاد بودن میزان ارز می‌کنند، اما در واقعیت میزان ارز موجود در کشور نسبت به تقاضای بالا، محدود است. به عبارت دیگر پاسخگوی این میزان تقاضا برای خرید دلار نیستند. این در حالی است که در سوی دیگر دولت اتخاذ کاهش قیمت نرخ ارز را نیز در پیش گرفته است.

افزون بر این چند حوزه نیز برای ورود ارز کاغذی داشتیم. البته تنها 4 درصد از تقاضای دلار به‌صورت کاغذی است. بخش اندکی از تقاضای خرد نیز برای خرید دلار و تامین ارز توریستی مصرف شد. در این میان به قول مسوولان برخی سوء تدبیرها نیز رخ داد که روند مزبور را مختل کرد. به طوری‌که پالسی در خصوص افزایش نرخ دلار به بازار روانه شد که در تعطیلات اخیر انفجار نرخ دلار را در پی داشت.

افزون بر این یکی از تاثیرگذارترین عوامل در ایجاد و استارت روند کنونی، بحران بانکی و نظام بانکی در کشور است؛ وضعیت کنونی بانکهای فعال در کشور چندان مناسب نیست. در این شرایط تنها عاملی که سبب کنترل این وضعیت و بهبهود نسبی وضعیت بانک‌ها می‌شود، تورم خواهد بود. به عبارت دقیق‌تر با ایجاد تورم، پول بحران بانکی از تمامی مردم اخذ شود، نه اینکه فقط از سپرده‌گذاران بانکی گرفته شود. البته این امر تبعات بالایی به دنبال خواهد داشت که مهمترین آن کاهش ارزش ريال خواهد بود. در این رابطه مقایسه میزان حجم نقدینگی با تولید نشان از آن کاهش قطعی ارزش ريال دارد. این کاهش ارزش ریال یک روز با نوسان سکه و دلار و یک روز با تقاضای سفته‌بازی در مسکن نمایان می‌شود.

از سوی دیگر هر چند تحریم‌ها با سخت‌گیری بالایی از نیمه دوم مرداد ماه خواهد بود اما از لحاظ مقداری تاثیری در میزان کاهش صادرات نخواهد داشت. تجربه‌های سال‌های گذشته نیز تاکیدی بر این موضوع دارد. به‌طوری‌که از سال 91 به بعد از لحاظ مقداری در فروش و صادرات محصولات به مشکل برخورد نکردیم. حداقل صادراتی‌ها در بحث‌های فروش مشکلی نداشتند. هر چند در رابطه با برگشت پول شاهد ایجاد فساد و رانت‌هایی خواهیم بود.

 

دنیای بورس: بازار سهام فارغ از نوسانات کوتاه مدت، مسیری مثبت و با اهرم شرکت‌های دلاری خواهد داشت. به طوری‌که فرض بر این است که عامل بنیادی برای صعود بورس همان افزایش نرخ دلار خواهد بود که تاثیر قابل‌توجهی بر شرکت‌های دلاری و صادرات‌محور خواهد داشت. از آنجا که معتقدید روند بازار در میان مدت صعودی است. چه انتظاری برای رسیدن به محدوده 135 هزار واحدی دارید؟ آیا روند مانند سال‌ 96 خواهد بود که شاخص کل بورس حدود 25-26 درصد رشد کرد و شاخص کل‌هم‌‌وزن کمتر از 10 درصد رشد کرد؟ یا اینکه چشم‌انداز رسیدن به محدوده‌های مزبور یک روند عمومی رشد دسته‌جمعی سهام مانند سال 92 متصور می‌شود؟

صمدی: رشد بازار سهام در سال‌های 90 تا 92 تحت تاثیر افزایش نرخ دلار بود. در این دوران بازار یکپارچه رشد کرد. گروهی نبود که از رشد بازار جا بماند. اما اکنون گرچه نرخ دلار محرک قیمت‌ها است، اما به نظر نمی‌رسد فعلا جریان عمومی رشد قیمت‌ها پایدار بماند. به طوری که عمده رشد اخیر نیز بر پایه سهام فلزات رخ داده و در این میان برخی نمادها و گروه‌ها حتی روندی منفی را تجربه می‌کنند. طبیعتا این بازار مثل بازار سال‌های گذشته نیست. چنانچه این رشد و روند صعودی مزبور ادامه‌دار باشد و سرمایه‌گذاران به بورس اعتماد مجدد کنند، تمامی بازار با رشدی پرشتاب حرکت خواهند کرد. اما هنوز این روند در بورس کنونی مشاهده نمی‌شود.

قطعا بازار هوشمند عمل می‌کند و به سمت سهام با پشتوانه بنیادی حرکت می‌کند. به‌طوری‌که در حال حاضر این روند در بازار مشاهده می‌شود و نقدینگی به سمت صنایع با بنیادی مناسب و P/E مطلوب ورود پیدا می‌کند. در حال حاضر سهام ارزنده،  آینده‌دار و با افق سودآوری مناسب در بازار مشاهده می‌شود که پول هوشمند نیز به این قبیل صنایع وارد می‌شود. در واقع این نقدینگی ورودی به بازار سهام، پول مردم عادی نیست، بلکه پول هوشمندی است که به بازار پمپاژ می‌شود.